خرید بک لینک
ممنوعبت شفافیت

تا دقایقی پیش با یکی از دوستان مجازی در حال گفتگو بودم

این بعد شخصیتشو تا امشب نشون نداده بود که امشب نشون داد

البته شکسته بسته ، و نه رک و واضح ها

اجازه شفاف بودنو بهش ندادم

گفتمانی مناسب نوشتن شد که اگه حوصله کنم و فرصتی باقی بود با خوانندگان به اشتراک می ذارم

خوب شد فازم بد نبود وگرنه امکان داشت منم باهاش راه می اومدم و شخصیت بدمو یهویی نشون می دادم

شبتون بخیر

خوب لالا کنید

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 7:58

کشف

تازه متوجه شدم !!!

که چرا بعضیا چاک جی جی می ذارن بیرون و باهاش پز می دن

این چاک بیرون گذاشتن یعنی ببین من م م ه های بزرگی دارم

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 7:58

از این نظر خیلی خندم گرفته تو ، تو وبت همه چی می نویسیلااقل قالب وبتو عوض کنکه مذهبی نباشهچون خودش نمی خواست جوابشو بدم خب اون زیر جواب ندادم اما داشتم فکر می کردم که صد رحمت به من که اقلا ریا و دو روادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 7:58

دلماینجا بارونیهدو روز هوا بارونیهامروز مداوم می بارهاینقدر خوبهخدایا شکرتمن هنوز خوابیدم حوصله پا شدن ندارمحوصله غذا خوردنم ندارم فقط دوس دارم بخوابمافسرده مسرده هم نچ نیستمفقط دلم خواب می خواددلم بیرونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 7:58

دیگه از کنترلم خارج شده

گذاشتم واسه خودشون هر غلطی می خوان بکنن

ببینم تا کجا مجال بزرگ شدن به خودشون می دنا

منتها سعی می کنم بهشون تمرکز نکنم

فقط خدا کنه نفسمو تنگ نکن

والا به خدا

چه لوسن !

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 7:58

دویست و پنجاه گرم

گفتمش که نمی دونم چرا اونهمه اظهار ملامت می کنم اما

یهو چی می شه که صد و هشتاد درجه باز تغییر موضع می دم

گفتش که جنون آنی داری !

گفتم واقعا؟

گفت آره

گفتم خب حالا خوبه یا بد؟

گفت که نمی دونم قطعا خوب نیست ولی جلوی این لامصبم نمی شه گرفت میلیونها سال بشر اسیر این دویست و پنجاه گرم هستش حتی متاهلین !

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 7:58

مطلب چندش

بدترین نوع آزمایش

آزمایش ادرار و مدفوع هست

به خصوص وقتی که

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 23:15

همش خوابم می آد

شب هم که می خوابم تا فرداش ساعت دو ظهر خوابم

بیدار شدن سخته

از بس اینجا آرامش هست

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 23:15

خاطره یکی از وبلاگیونبه تازگی یکی از دوستان خواننده دارم وبلاگشو می خونم مطالبش جالبه یکی از خاطراتشو تعریف کرده که زمانی عاشق یه دختر زیبا می شه و البته بعدا این عشق دو طرفه می شه و قصد ازدواج به وجود می آد اما خب به خاطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 23:15

علت چیه؟

خواااااااااااااااابم می آد

شدید

کاش یکی رو در کنارم داشتم

اونوقت شاید خواب از سرم می پرید

نیاز دارم

ولی برام جالبه

چرا

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 23:15

اگه درسا و وقتم بهم اجازه بده

می آم از هم اتاقی سابقم و رابطه اش با دوستش واستون می نویسم

سعیم اینه که همین ماه واستون بنویسم اما اگه نشد حتما حتما حتما

فروردین ماه سال ۹۹ خواهم نوشت.

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 23:15

اما الوعده وفا

قصه هم اتاقی سابق رو براتون طی چند قسمت می نویسم

و در انتها قراره ازش یه نتیجه گیری داشته باشم .

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 23:15

یه روز هم اتاقی از دانشگاه برگشت

همیشه اول کاری که انجام می داد رفتن سر موبایل و چک کردن پیاماش بود

یهو رنگ از روش پرید و وحشت زده پیام رو می خوند و نگاه می کرد

احتمال می دادم یکی تهدیدش کرده باشه ولی به من چه

چیزی ازش نمی پرسیدم چون قطعا سربالا جواب می داد و فایده ای نداشت

فقط زیر نظر داشتمش ....

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 23:15

خوش به حال پسرا

هر وقت اراده کنند و بخوان می تونند یه جفت اختیار کنند

حالا این نشد اون یکی

دخترا بدبختند

و اما ادامه ماجرا ....

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 23:15

داستان هم اتاقی شاید پایان ماجرایی براش نداشته باشم

چون فقط یه ترم از عمرمو باهاش هم اتاق بودم

اما از بیان این داستان هدفی رو دنبال می کنم که باید این داستان تعریف می شد

و ادامه ....

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 23:15

صفحه بندی